پرواز یک فرشته

حرکت

تا یکی دو ساعت دیگه حرکت میکنیم. برادرم کلی توی این چند وقت برام کار انجام داد.کشو درست کرد کابینت هام رو پبچ کاری کرد.در دستشویی خوب بسته نمیشد درست کرد.چند تا لامپ هم برای اشپزخونه و راهرو گرفت که عالی و پر نور شدهقابلمه های مسی م رو هم شست برق میزنه الان از تمیزی.دستش درد نکنه.الهی هر چی از خدا میخاد بهش بده .بی ریا برای همه کار میکنه. حالا داریم میبریمش ب همراه خانواده شوهر... وقتی برگردم جاش خیلی خالیه.صبح ها یک همدم داشتم باهاش صحبت کنم برم بیرون.بهش میگم من هر روز از صبح تا ظهر در حد دو سه دقیقه با مامان و با همسر صحبت میکنم نزدیک 7-8 ساعت صحبت نمیکنم و سکوت مطلقه خونمون  دوباره رفتم تو فاز افسردگی  ...
30 آبان 1397

این روزها

سه روز تعطیلی اخر صفر  رو رفتیم پیش خانواده با ماشین دوشنبه هفته بعدش هم همسر تهران کار داشت عمه من تهران خونه داره میخاستیم ازش کلید بگیریم و دوسه روزی تهران بمونیم که فهمیدیم خونش پره و پسرش تهرانه و داره درس میخونه برای وکالت این بود که دیگه نرفتیم و جوری حرکت کردیم که دوشنبه اول وقت تهران باشیم تا  بعدازظهر و بعد هم راه بیوفتیم سمت خونه خودمون. داداش جان رو هم همرا خودمون اوردیم من و داداش رفتیم دنبال خرید و همسر هم رفت دنبال کاراش ماشین رو هم توی پارکینگ ترمینال جنوب پارک کردیم و با مترو رفتیم.همه بارونی بود و عاااالی نم بارون میزد و از اون طرف هم هوا سرد نبود خلاصه با برادر جان یکم گشتیم و ناهار خوردیم و خرید کردیم.وای که ...
26 آبان 1397

خانواده کلاین

نمیدونم این برنامه رو از شبکه من*و*تو میبینید یا نه خیلی قشنگه عجیب اینه که من کلی باهاشون همزاد پنداری میکنم نمیدونم نداشتن بچه باعث این حس در من شده یا چیز دیگه به هر حال خیلی دوستش دارم و اون قسمتی که فرزندخوندشون رو میخاستن جراحی کن و دوتایی توی icu بالاسرش بودن از خدا میخاستم که اولا هیچ بچه ای مریض نشه و اینکه کشور ما و بیمارستانهای ما هم به اون درجه از شعور برسن که بفهمن وجود پدر و مادر کنار فرزندشون لازمه نه اینکه برای راحتی کار خودشون قانون وضع کنن...هی روزگار 
12 آبان 1397

نوستالژی

امروز نشستم کارتون مورد علاقه کودکیم رو دیدیم ...باخانمان خیلی دوستش داشتم و دارم عاشق اون درشکشون بودم که همه وسایل سفر رو داشت...کاش میشد همین جوری مسافرت کرد.. کسایی که بچه دارید بشینید و با بچه هاتون کارتون نگاه کنید و کلی حال کنید درست مثل بچگی ها
12 آبان 1397

هفته ای که 6 روز داشت

معمولا یک روز در هفته ماشین رو از همسر میگیرم و میرم خرید هفتگی مون رو انجام میدم چون اگر بزارم برای بعدازظهر و با همسر رفتن معمولا چیز خوبی گیر نمیاد و مخصوصا الان که زود تاریک میشه میدون تره بار هم زود تعطیل میکنن. و همیشه هم این روز غیر از 5 شنبه هست چون همسر 5 شنبه ها زودتر میاد خونه و من وقت کمتری دارم برم بیرون و بعد برگردم ناهار درست کنم و اخر هم برم دنبالش دیشب بهش میگم فردا من میخام برم خرید و ماشین میخام .میگه فردا که 5 شنبه هست.گفتم نه بابا .با خودم گفتم چقدر دلش خوشه که فکر میکنه اخر هفته هست و وقت استراحت.گفتم نه بابا فردا 4 شنبه هست از اون انکار و از من اصرار.خلاصه وقتی به گوشیم نگاه کردم دیدم بله ای دل غافل و فردا 5 شنبه...
3 آبان 1397
1