پرواز یک فرشته

اخر هفته

روز چهارشنبه در یک حرکت انتحاری و یک ساعته تصمیم گرفتیم بریم اطراف البته قصدمون این بود که شب رو هم توی چادر بخوابیم.ساعت 11 صبح راه افتادیم و زدیم به دل جاده وسطای راه بود که فهمیدیم چادر نیاوردیم .خلاصه به رفتن ادامه دادیم.از چند تا شهر گذشتیم قرار بود اگه نذری چیزی پیدا کردیم همون رو ناهار بخوریم که هیچ جا متاسفانه نبود تا یک رستوران پیدا کردیم برای ناهار ساعت 4 شده بود.ناهار رو خوردیم رستوران سنتی قشنگی بود و بعد هم راهی یک ابشار شدیم و میدونستیم که اطرافش سوییت داره.رسیدیم به ابشار دلفارد و رفتیم دنبال سوییت .یک اتاق سنتی برای یک شب گرفتیم 80 هزار تومان .ماشین رو پارک کردیم و رفتیم سمت ابشار .هوا هم خیلی خوب بود و چون افتاب رف...
31 شهريور 1397

شب شیش

اینجا یک رسم جالب و در عین حال خرافاتی دارن که نمیدونم توی بقیه شهر ها هم هست یا نه حداقل توی شهر خودم که نیست و حتی از قدیمی ها هم چیزی نشنیدم و اون اینکه شب پنجمین روزی که نوزاد به دنیا اومده و در حقیقت شب شیشش میشه جشن میگیرن و خیلی ها رو دعوت میکنن البته قصدشون از این کار اینکه در این شب نباید مادر و نوزاد تنها باشن.چرا؟ چون آل(در واقع فکر میکنم از از ما بهترون باشه نمیدونم دقیقا)میاد و بچه رو میبره...درواقع قدیما نوزادان در چند روز اول بر اثر خیلی چیزها میمردن و قدیمی ها چون علتش رو نمیفهمیدن و دکتری هم در کار نبود فکر میکردن بعله...... اما بقیه رسمشون اینه که کلی سنجاق میبندن به لباس نوزاد زیر بالشتش قیچی میزارن و لباس قرمز میچوشونن...
17 شهريور 1397

دغدغه ی این روزهای ما

از وقتی دختر کوچولومون رفت همسر به خاطر من دنبال کارهای انتقالی به تهران بود که خیلی جور نشد و چون تهران کلان شهر بود در واقع انتقال به اونجا ممنوع بود با اینکه دو طرف راضی بودن هم اینجا هم تهران حالا همسر درخواست مامور به خدمت به تهران رو برای یک سال داده برای این دیگه ممنوعیتی نیست و تهران هم موافقت کرده فقط باید نامه از اینجا رد بشه و مدیر رد کنه که با صحبت هایی که همسر کرده بوده موافقت کرده و باید نامش رو رد کنه که هنوز این کار رو نکرده رفتن به تهران یکسری خوبی هایی داره و یکسری بدی ها که باعث دغدغه های زبادی برام شده خوبی هاش اینه که به خانوادم و شهرم نزدیک میشم خیلی نزدیک.تهران میتونم کلاس های خیلی بهتری برای گرفتن آیلتس برم و...
14 شهريور 1397

فرهنگ سازی

دو تا کار که من و همسر چند وقتی قرار گذاشتیم انجام بدیم و داریم میدیم اینه که -توی رانندگی برای عابر پیاده و جونش ارزش قایل بشیم مطمئنا عزیزان زیادی داره که منتظرشن و با کوچکترین بی احتیاطی ما ممکنه تا اخر عمر توانایی خیلی کارهاش رو از دست بده.توقف کامل کنیم تا وقتی که کامل رد شد بعد حرکت کنیم این رو درنظر بگیریم که ممکنه ترمز ما برای لحظه ای کار نکنه پس بهش اعتماد نکنیم و حتما برای عابرین توقف کنیم( تکون دادن سر و بلند کردن دستشون به علامت تشکر خیلی لذت داره.از خودمون دریغ نکنیم) -دوم این که هر مسافری که دیدیم که پیره یا توی جاده هست یا مسیرش تاکسی خور نیست رو حتما سوار کنیم که تا حالا خیلی پیش اومده حتی من وقتی تنها هم بودم چند باری ...
7 شهريور 1397

امانت داری

یکی از همکاران همسر که رفت و آمد خانوداگی باهاشون داریم رفتن مسافرت 10-15 روزه .چند تا گلدون داشتن که اوردن خونه  ما تا ازشون نگهداری کنیم.چون خانمش بسیار ادم وسواسی هست من این چند روز همش اضطراب خراب شدن گلهاش رو دارم و از اونجایی که ید طولانی در گل خشک کردن دارم میترسم تا اومدنشون اثری از آثار گلهاشون نباشه. *خوب شد کلید خونشون رو ندادن وگرنه فوبیای دزدی از خونشون هم به ترسهام اضافه میشد *چقدر ما توانایی درگیر کردن ذهن به مسایل بیهوده رو داریم *امانت داری کار خیلی سختیه وای به حال اونها که میلیارد میلیارد امانت مردم دستشونه -دیروز یک مطلب قشنگ خوندم که اگه شما میری رستوران و قراره کس دیگه ای حساب کنه اگه بیشتر از حد معمول ...
7 شهريور 1397
1