پرواز یک فرشته

برای فرشته ایی که دیگر نیست

برگشت

همیشه شب قبل از اینکه برگردم از پیش خانواده بغض غریبی دارم.چندین و چند بار اشک هام جاری میشن و من به زور جلوشون رو میگیرم.اما امروز که توی راه برگشت هستم حالم بهتره.پدر و مادرای عزیز هیچ وقت نزارید بچتون به غریبی بره چه دخترش و چه پسرش .سخته خیلی سخت
30 بهمن 1395

یک تیر و دو نشان

دیروز بعد از ظهر با مامان و خواهرم رفتیم بیرون.به خاطر استقلال غوغا بود ولنتاین رو هم قاطیش کرده بودن .پسره یک خرس بزرگ اندازه خودش از ماشین اورده بود بیرون.فکر کنم عشقش سایزش بزرگه. وقتی به همسری میگم نمیدونست که رسم که بهم خرس کادو میدن.همسر من زیاد تو این خط ها نیست و زیادی ساده ست طفلک.البته که ما هیچ وقت ولنتاین رو بهم کادو نمیدیم چون به عنوان یک روز ایرانی قبول نداریم.اما بهم تبریک گفتیم. ...
25 بهمن 1395

در حد انفجار

عصبانی هستم در حد انفجار.احتمالا جمعه میرم ولایت برای یک هفته امروز برای احوالپرسی زنگ زدم به مادرشوهر فهمیدم که جمعه هفته دیگه میخان همگی برن کیش(پدر شوهر مادر شوهر-خواهر شوهر و برادر شوهر) و به همسری گفتن که شما بیاین خونه ما مواظب خونمون باشین(قبلا یکبار خونشون رو دزد زده) تا حالا دو سه بار این اتفاق افتاده و من و همسری یک هفته حتی ده روز رو اونجا بودیم تا اونها برن مسافرت و برگردن خونشون بزرگه دو طبقه هستن و جناب آقای دزد همسایه دیوار به دیوارشون هست.همسری هم صبح تا بعدازظهر رو سرکار هستن.ضمن اینکه من اونجا حوصله ام سر میره خونه مردم.هیچ کاری هم نمی تونم بکنم. با این اوصاف شما باشین میرید اونجا؟؟؟ در ضمن مکالمه با مادر شو...
20 بهمن 1395

ولایت

اخر این هفته پس از پایان دوره دوم کلاس زبان بعد از 4 ماه میرم ولایت.خیلی نیاز دارم.با خواهرها کلی حرف میزنیم.هنوز به همسری چیزی نگفتم نمیدونم اون هم میاد یا نه.ولی پیش خودمون بمونه دوست دارم تنها برم.شاید رفت یا برگشت هم سری به خیابونای تهران زدم برای خرید.هر چند که مانتو شلوار مجلسی و کیف رو یکی دو ماه پیش گرفتم اما این عطش خرید در خانم ها با هیچ چیزی جز خرید فروکش نمیکنه. جالب اینجاست که برای من خریدنش خیلی لذت بخش تر از پوشیدنش هست.فکر کنم مرض خرج کردن پول همسر رو گرفتم.به امید بهبودی ...
16 بهمن 1395

دو قلو

این روزها همه برام آرزوی دوقلو داشتن میکنن....رویای قشنگی ست.هرچند که میدونم این مادرها بارداری سخت و پراسترسی خواهند داشت و بچه داری پر زحمتی قطعا ​ ...
12 بهمن 1395

ناروشن

گاهی اوقات آینده برامون چقدر تاریکه اصلا نمیدونیم کجای کاریم چی قراره بشه... آیا اصرار کنیم ...یا اینکه بعدا پشیمون میشم از اینکه این همه اصرار کردیم و یا اینکه برعکس پشیمون میشیم چرا پافشاری نکردیم و راحت ازش گذشتم ...
10 بهمن 1395

ذهن ناارام

دیشب موقع خواب چند بار با ترس از خواب پریدم نمیدونم تجربش رو دارین یا نه مثلا وقتی تو خواب میخورین زمین یا از بلندی میوفتین دقیقا همون حالت چندین بار در ابتدای خوابیدن تا جایی که همسری گفت چیه چی شده؟ دلیل اولش مربوط میشه به قضیه این اتش نشان ها و اینکه کلیپ هایی در یو تیوپ دیدم که نشون میداد میتونست حداقل چند نفر از اون اتش نشان ها زنده باشن ولی .... دلیل دومش هم مربوط میشه به یاد اوری خاطرات دوسال پیش در این روزها.....بستری .درد رنج ..بیماری..ناامیدی که همزمان با تمیز کردن اتاق دختر کوچولو به صورت اساسی خیلی خاطرات دوباره تکون خوردن به هر حال میگذرن این روزها   اما کلاس زبان همچنان ف...
5 بهمن 1395
1