پرواز یک فرشته

سال جدید

روزها در گذرند و ما کار خاصی نکردیم.تصمیم گرفتم امسال هم وقتم رو با کلاسهای مختلف پر کنم شنا و کلاس زبان در اولویت هستن.تا ببینیم چی پیش میاد. خداکنه امسال همه به آرزوهاشون برسن و هیچ کس حسرت به دل نمونه.ان شاالله همه سالم و سلامت باشند و کسی کارش به بیمارستان ها نرسه.یکی از آشنایانمون کارشناس بیمه هست میگفتن عید امسال یک پلاستیک پر دفترچه فوتی داشتن اونم به خاطر اینکه یکسری دکتر بی وجدان یکماه ول می کنن و میرن سفر خارج حتی می گفت یک خانوم حامله با درد آپاندیس میاد بیمارستان اما رزیدنت های نابغه فکر می کنن درد زایمان هست و آمپول فشار میزن و اون خانوم میره تو کما.لطفا با دلهای پاکتون براش دعا کنید و انرژی های مثببتون رو براش ب...
21 فروردين 1395

بدون عنوان

شب 29 اسفند من و همسر حس و حال غریبی داشتیم موقع خواب دیگه نتونستم تحمل کنم و با صدای بلند دوتایی گریه کردیم.شب هم خواب دخترک رو دیدیم عید بود و اون هم کنارمون بود و با بچه ها بازی میکرد شاید اینجوری میخاست بهمون بگه من کنارتون هستم صبح برای سال تحویل رفتیم سرمزار تا کنار دخترم باشیم چون سالگردش هم بود گل و شیرینی و خرما و شمع هم بردیم سرمزار و اونجا هم یک دل سیر گریه کردیم.وقتی برگشتیم خونه تازه یادمون اومد با هم روبوسی نکردیم امسال عید میزبان خانوادم بودم خوب شد روز اول نیومدن  وگرنه خیلی حالشون گرفته میشد. بابایی اولین روزی که اومدن صبح زود با یک دسته گل رفته بود سرمزار.نمیدونم دخترم چیکار کردی انقدر همه دوست دارن. همه از رف...
7 فروردين 1395
1